پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۲ - در صبر وصابری

به غم صبر کن بیقراری مکن

به رخ اشک از دیده جاری مکن

صبوری کن از درد دوری منال

به روزو شب وهفته وماه وسال

مگوصبر تلخ است گوشکر است

ز شهد و شکر بلکه شیرین تر است

به بستان شد از صبر بر پا شجر

شجر هم ز صبر است کآورده بر

بشد تاک از صبر بر پا ز خاک

بشد غوره از صبر پیدا زتاک

شد آن غوره انگور شیرین ز صبر

شد انگور صهبای رنگین ز صبر

همه درد از صبر درمان شود

همه مشکل از صبر آسان شود

ز صبر است هر کار آراسته

ز صبر آمد آن را که دل خواسته

خدا صابران را بوددوستدار

بکن صبر وشو دوست با کردگار

کسی کوخدا دوستدارش بود

چه باک از غم روزگارش بود

نه هرکس تواند برداجر صبر

که جای اندرین بیشه دارد هژبر

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۴ - درنماز و روزهبه کار نماز آی و سستی مکن
  2. بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمانبود تحفه ای از خدا میهمان
  3. بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادربشو با پدر مادرت آنچنان
  4. بخش ۳۷ - درمذمت نسوانوفا و صفائی مجو از زنان
  5. بخش ۳۸ - در ادای سخن گویدنپرسند تا از تو چیزی مگو
  6. بخش ۳۹ - در پنهان داشتن رازتو با دوست هم راز خود را مگو
  7. بخش ۴۰ - دراسرارهر آنکس که دارای سیم آمده
  8. بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروهموافق شو و یار با هر گروه
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.