پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادر

بشو با پدر مادرت آنچنان

که خواهی ز فرزند خود درجهان

شوددر جهان هر که عاق پدر

چوزهر آید اندرمذاقش شکر

تفو باد بر حال واقبال او

مبارک مبادا مه وسال او

مکانش چو جان داد در دوزخ است

شود آتش اندر کفش گر یخ است

به جان آنچنان آتش افروزدا

که در ظاهر وباطن او سوزدا

به امر خدایت چوموجود کرد

تواند تو را نیز مردودکرد

اطاعت نما کز تو گردندشاد

به رویت در فتح گرددگشاد

شودوالدین از کسی گر رضا

رضا گردد از او بلاشک خدا

بودعاق مادر بتر از پدر

که زحمت کشیده است او بیشتر

به ایشان بشو بنده از جان ودل

که تا روز محشر نگردی خجل

سوی آن جهان زود تا زنده اند

از آنها بدان قدر تا زنده اند

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۸ - در ادای سخن گویدنپرسند تا از تو چیزی مگو
  2. بخش ۳۹ - در پنهان داشتن رازتو با دوست هم راز خود را مگو
  3. بخش ۴۰ - دراسرارهر آنکس که دارای سیم آمده
  4. بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروهموافق شو و یار با هر گروه
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.