پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروه

موافق شو و یار با هر گروه

که گردد شکوه توبرتر ز کوه

چه عاقل چه دیوانه شوهمدمش

چه خویش وچه بیگانه شومحرمش

مصاحب به هر خوب وبد باش و یار

بشو پیش گل گل بر خار خار

بر زاهدی گل مأموم شو

هم از آتشش نرم چون موم شو

به هر دل بشو آشنا ای پسر

که تا عمرت آید به عشرت به سر

نکوکن به مخلوق گفت وشنود

بود گرچه ترسا وگبر ویهود

معین کسان باش درکارها

پرستار شو پیش بیمارها

کسی گر غریب است کن جوششی

به اصلاح کارش نما کوششی

بگومختصر با بزرگان سخن

دم از ما ومن در بر کس مزن

ببر جای ده مرد درویش را

نثارش نما هستی خویش را

رفاقت به هر کس کنی صاف باش

وفا پیشه با رحم وانصاف باش

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.