پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۸ - در ادای سخن گوید

نپرسند تا از تو چیزی مگو

که ماند برایت به جا آبرو

چو گویی سخن کن تأمل در آن

که تا نکته ای کس نگیرد بر آن

مگو پر سخن خواهی ار آبرو

که پر گو بود واعظ و قصه گو

چو گویی سخن گوی آهسته تر

که تا کس نگردد خبر پشت در

سخن تا نگویی تو معلوم نیست

که از فضل و دانش تو را بهره چیست

چو گوید سخن کس نظر کن چه گفت

نباید نظر کرد کو را که گفت

بزرگی که درمعانی بسفت

نه من قال انظر بما قال گفت

به خورشید دانش فلک شد سخن

زر معرفت را محک شد سخن

سلامت طلب باش و خاموش باش

سخن هم چو گویی نه چاووش باش

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۴۰ - دراسرارهر آنکس که دارای سیم آمده
  2. بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروهموافق شو و یار با هر گروه
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.