پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۷ - درمذمت نسوان

وفا و صفائی مجو از زنان

که هستند رهزن تر از رهزنان

مکن باخبرشان ز اسرار خود

مده آگهیشان ز کردار خود

زنان را مپندار یار تو اند

که بار تو نار تو مار تو اند

تو تا مرده ای شوی دیگر کنند

به طفلی همی مشق شوهر کنند

همه فتنهٔ روزگار از زن است

شود گلشن ار جای زن گلخن است

به حرف زنان گر کنی پیروی

پریشانی آری پشیمان شوی

مکن اعتمادی بر اقوالشان

که باطل بود جمله اعمالشان

چه خوش گفته فردوسی نامدار

که رحمت بر او باد از کردگار

«زن و اژدها هر دو در خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به»

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۹ - در پنهان داشتن رازتو با دوست هم راز خود را مگو
  2. بخش ۴۰ - دراسرارهر آنکس که دارای سیم آمده
  3. بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروهموافق شو و یار با هر گروه
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.