پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۳۴ - درنماز و روزه

به کار نماز آی و سستی مکن

به طاعات تندی وچستی مکن

به کار عبادت چوکاهل شوی

ز یادخدا زودغافل شوی

حذر کن ستهزا مکن بر نماز

مکن باکسی شوخی اندرنماز

که گردد ز تو دین ودنیا هلاک

پشمان شوی گردی اندوهناک

چوصوم وصلوة از برای خداست

برای خدا کار کردن رواست

نمیباشد اندردلت هیچ نور

دلت درنماز ار ندارد حضور

اگر نیست حاضر دلت درنماز

نمازت نیرزد به سیری پیاز

اگر روزه تن کاهد آگاه شد

ز اسرار کس هر که تن کاه شد

اگر چه ازین روزه و این نماز

خداوند عالم بود بی نیاز

چوحکم از خدا هست وامر رسول

بباید نمود از دل وجان قبول

گرت میل طاعت بودساعتی

از این دونکوتر نشد طاعتی

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادربشو با پدر مادرت آنچنان
  2. بخش ۳۷ - درمذمت نسوانوفا و صفائی مجو از زنان
  3. بخش ۳۸ - در ادای سخن گویدنپرسند تا از تو چیزی مگو
  4. بخش ۳۹ - در پنهان داشتن رازتو با دوست هم راز خود را مگو
  5. بخش ۴۰ - دراسرارهر آنکس که دارای سیم آمده
  6. بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروهموافق شو و یار با هر گروه
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.