پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۲۹ - درشکرگذاری ورضا از خدای تعالی

نظرکن به هر صبح بر کهتران

که تا خویش را بینی از مهتران

چو دیدی چنین ازخدا شکر گو

مکن کوتهی یکدم از شکر او

گر افتدنگاه تو بر شخص کور

بگو شک کت در دوچشم است نور

ببنی کس ار لنگ باشد به راه

توبخرام وشو شکر گواز اله

چو بینی کسی خسته از علت است

همی شکر گوچون تورا صحت است

چوسوی توآرد کسی احتیاج

بگوشکر کو ازتوخواهد علاج

چو بینی نداردکسی سیم وزر

بگوشکر داری توچون بی شمر

کسی را ببینی چو بدبخت وعور

بگوشکر پوشی چوخز وسمور

کسی از تو خواهد چو چیز ای عزیز

بگوشکر کز او نخواهی توچیز

خری را ببینی چو در زیر بار

بگومتصل شکر پروردگار

که در روی دنیا تو را خر نکرد

چو خر زیر بارت ز هر سر نکرد

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگارچونیک وبد آید برت درجهان
  2. بخش ۳۲ - در صبر وصابریبه غم صبر کن بیقراری مکن
  3. بخش ۳۳ - در پندو اندرزز سرتا به پا خویش را هوش کن
  4. بخش ۳۴ - درنماز و روزهبه کار نماز آی و سستی مکن
  5. بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمانبود تحفه ای از خدا میهمان
  6. بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادربشو با پدر مادرت آنچنان
  7. بخش ۳۷ - درمذمت نسوانوفا و صفائی مجو از زنان
  8. بخش ۳۸ - در ادای سخن گویدنپرسند تا از تو چیزی مگو
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.