پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۱۸ - در اطاعت پروردگار

شدی چون ز یزدان خبردار پس

اطاعت کن احکام او را و بس

ز یاد خدا هیچ غافل مشو

به جز راه حق هیچ راهی مرو

اعانت از اوجوی در کار خود

به هرکاری او رابکن یار خود

مددجو از اوکومددکار ماست

به هر حال درکارها یار ماست

بود اوخداوند وما بنده ایم

گنه کار ودرمانده شرمنده ایم

ولیکن زما گر گنهکاری است

از او بخشش وفضل و غفاری است

چو او را شدی بنده کن بندگی

که آسوده گردی ز شرمندگی

کند ازخدا هر که فرمانبری

بجوید زخیل ملک برتری

به فرمانبرش داده فرماندهی

بدو داده جان گیری وجان دهی

شد ایزد زتو گر زطاعت رضا

مطیعت شود هم قدر هم قضا

چو ابلیس ننمود فرمانبری

ملک بود وشدرانده از کافری

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۲۰ - در نهی از حرصسروشی مرا گفت روزی به گوش
  2. بخش ۲۱ - در نهی از خوردن شرابمخور می و گر میخوری کم بنوش
  3. بخش ۲۲ - درمذمت دروغدروغ ای برادر ندارد فروغ
  4. بخش ۲۳ - در نترسیدن از مرگمشو هرگز از مردن اندیشناک
  5. بخش ۲۴ - نصیحتبا کسی بد مکن مشو غافل
  6. بخش ۲۵ - در ترک خواستن چیزی از بخیلاگر کس خورد زخم خار نخیل
  7. بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانهز خلق جهان سخت رنجیده ام
  8. بخش ۲۷ - در ترک علایق جسمانیپیرهن باری گران باشد به تن
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.