پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۲۱ - در نهی از خوردن شراب

مخور می و گر میخوری کم بنوش

که ماندبرایت به جا عقل و هوش

بط باده رو با بت ساده خور

اگر میخوری این چنین باده خور

اگر چه ندارند مستان ادب

ولی با ادب باش و خاموش لب

دو تن را که جنگ افتد اندر میان

بدر رو از آنجا چو تیر از کمان

به مستی نه شوخی کن و نه ستیز

وگر کس ستیزد تو از وی گریز

بیفکن نظر در حروف شراب

که نیمش بود شر دگر نیمش آب

مخور آن چنان می که مستی کنی

به مستی همانا که پستی کنی

اگر میخوری باده مستی مکن

مشو مست و دعوی هستی مکن

حرام است آن می کز انگور شد

خوش است آن شرابی که از نور شد

شرابی که از او گریزد خرد

چرا کس خورد یا چرا کس خرد

شرابی که از تاک حب علی است

از آن خور کز آن جان و دل منجلی است

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۲۳ - در نترسیدن از مرگمشو هرگز از مردن اندیشناک
  2. بخش ۲۴ - نصیحتبا کسی بد مکن مشو غافل
  3. بخش ۲۵ - در ترک خواستن چیزی از بخیلاگر کس خورد زخم خار نخیل
  4. بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانهز خلق جهان سخت رنجیده ام
  5. بخش ۲۷ - در ترک علایق جسمانیپیرهن باری گران باشد به تن
  6. بخش ۲۸ - فی النصیحت و التنبیهبنام خدا رو به هر کار کن
  7. بخش ۲۹ - درشکرگذاری ورضا از خدای تعالینظرکن به هر صبح بر کهتران
  8. بخش ۳۰ - در امر به نیکی ونهی از بدیهم تخم نیکی نشان درجهان
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.