پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۲۲ - درمذمت دروغ

دروغ ای برادر ندارد فروغ

بکن تا توانی حذر از دروغ

چوگفتی دروغی شوی بیقرار

که شاید دروغت شودآشکار

دروغ تو چون فاش گرددبه خلق

خجالت طنابیت گردد به حلق

بسی شرمساری کشی از دروغ

بخود میزنی آتشی از دروغ

دروغ ای برادر مگوبا کسی

که درچه فتادند از این ره بسی

دروغ ار شنیدی مرودرپیش

کس ار هست بد مست کم ده میش

دروغ ار بگوئی دروغی بگو

که نتوان نماید کسش روبرو

دروغی که تحقیق اومیتوان

مکن تا توانی بر کس بیان

دروغی که دور است منزل گهش

که بتوانی آئی برون از رهش

نگویم بگولیکن از راه دور

نبیندکس آنجا که دارد عبور

چرا تا بود راست گوئی دروغ

چه لذت دهد در بر باده دروغ

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۲۴ - نصیحتبا کسی بد مکن مشو غافل
  2. بخش ۲۵ - در ترک خواستن چیزی از بخیلاگر کس خورد زخم خار نخیل
  3. بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانهز خلق جهان سخت رنجیده ام
  4. بخش ۲۷ - در ترک علایق جسمانیپیرهن باری گران باشد به تن
  5. بخش ۲۸ - فی النصیحت و التنبیهبنام خدا رو به هر کار کن
  6. بخش ۲۹ - درشکرگذاری ورضا از خدای تعالینظرکن به هر صبح بر کهتران
  7. بخش ۳۰ - در امر به نیکی ونهی از بدیهم تخم نیکی نشان درجهان
  8. بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگارچونیک وبد آید برت درجهان
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.