پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش چهارم

بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانه

ز خلق جهان سخت رنجیده ام

بدی ها از ایشان ز بس دیده ام

پدر هیچ نبود به فکر پسر

پسر ناورد هیچ یاد از پدر

اطاعت به شوهر ندارد زنی

ز شوهر بتر نیستش دشمنی

در این خلق یک ذره انصاف نیست

اگر هست با من بگوئید کیست

همه خلق هستند چون گرگ هار

کسی گرگ هارش نگردد دچار

از این خلق وافعالشان الحذر

حذر کر می باید از شور وشر

نه ظالم کند رحم بر کور و شل

نه عالم نماید به علمش عمل

شعار همه رشوه خوردن بود

دل جمله غافل ز مردن بود

فسادی که نبود به عالم کم است

ز عالم فساد همه عالم است

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۲۸ - فی النصیحت و التنبیهبنام خدا رو به هر کار کن
  2. بخش ۲۹ - درشکرگذاری ورضا از خدای تعالینظرکن به هر صبح بر کهتران
  3. بخش ۳۰ - در امر به نیکی ونهی از بدیهم تخم نیکی نشان درجهان
  4. بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگارچونیک وبد آید برت درجهان
  5. بخش ۳۲ - در صبر وصابریبه غم صبر کن بیقراری مکن
  6. بخش ۳۳ - در پندو اندرزز سرتا به پا خویش را هوش کن
  7. بخش ۳۴ - درنماز و روزهبه کار نماز آی و سستی مکن
  8. بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمانبود تحفه ای از خدا میهمان
همه‌ی بخش چهارم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.