پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۳

نگار من چو پی رقص از میان جهدا

چنان جهد که زعشقش دلم ز جان جهدا

جهد ز ابرو ومژگانش غمزه ها به دلم

چو تیر رستم دستان که ازکمان جهدا

ز دل به دیده مرا خون ز دیده بر رخ من

چنان که آب ز فواره ناگهان جهدا

دلم ز طره اومی جهد به عارض او

چوبلبلی که ز سنبل به ارغوان جهدا

شب فراق وی آهی که می کشم از دل

شراره آه دل من بر آسمان جهدا

عجب نه کز غم آن ترک آتشین رخسار

شرار آتشم از مغز استخوان جهدا

به حسن کی چو رخش ماه آسمان شود!

به رقص کی چو قدش سرو بستان جهدا

شرار آه جهد از دل بلند اقبال

مثال تیر شهابی که هر زمان جهدا

سزد که دعوی پیغمبری کنم در شعر

براق فکرت من چون به لامکان جهدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵توبرانی اگر ز درما را
  2. شمارهٔ ۶پریشان در ازل کردی تو از گیسوی خود ما را
  3. شمارهٔ ۷دیده در آینه گویا خط وخال خود را
  4. شمارهٔ ۸طرز دیگر بنگرم امسال یار پار را
  5. شمارهٔ ۹کنی تا کی پریشان چون دل من زلف پر چین را
  6. شمارهٔ ۱۰از پریشانی من گر خبری بود تو را
  7. شمارهٔ ۱۱به سویت از چه ز محراب می کند رو را
  8. شمارهٔ ۱۲ز بو به چین شکنی قدر ناف آهو را
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.