پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

دل مرا خون گشت در بر ساقیا

کوشراب روح پرور ساقیا

کز دلم اندوه دوران طی کنی

هی پیاپی می بیاور ساقیا

دور من باید تسلسل بایدش

ور نه میگردم مکدر ساقیا

دل کشد کی دست از می چون کشد

دست طفل از شیر مادر ساقیا

شکرم از دست غیر آید چو زهر

زهرم از دست توشکر ساقیا

پرده از صورت برافکن تا کنی

مجلس ما را منور ساقیا

شد بلند اقبال از لعل تو مست

می نخواهد از تودیگر ساقیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آب
  2. شمارهٔ ۲۸ماه من را هر که بیند گوید این است آفتاب
  3. شمارهٔ ۲۹روشن چراغ کس نکند پیش آفتاب
  4. شمارهٔ ۳۰برده ای خوابم ز چشم نیمخواب
  5. شمارهٔ ۳۱می دهی درد سرم چند ای طبیب
  6. شمارهٔ ۳۲دل گشته در برم خون از طبع زودرنجت
  7. شمارهٔ ۳۳نگفتم دل مکن اینقدر غارت
  8. شمارهٔ ۳۴بی رخ وزلف تو روز ما سیه تر از شب است
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.