پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۲۴

آن عزیزانی که با ما جام و ساغر داشتند

مهر ما از یکدلی با جان برابر داشتند

از بر ما وقت عشرت جام نوشین خواستند

وز پی ما روز کینه تیغ و خنجر داشتند

روز ما از خوشدلی چون مهر و ماه افروختند

بزم ما از همدمی پر شهد و شکر داشتند

از برای گوی و چوگان وز پی بزم و شکار

هر چه آن در خور بود موزون و در خور داشتند

هم به میدان یار بوده هم به مجلس همنفس

بهر آن کاسباب این هر دو میسر داشتند

ای بسا روزا که آن یاران همدم عیش ما

از خوشیهای جهان صد بار خوشتر داشتند

ای بسا شبها که از طبع لطیف و لظف خوش

بزم و جام ما بسان خلد و کوثر داشتند

تا نه بس دیر از قضای لایزالی یک به یک

ناگهان چشم از جهان و دل ز جان برداشتند

مهره عمر همه در ششدر قهر اوفتاد

راست گویی مهره دایم در مششدر داشتند

گرچه یاران حاصل اند امروز و همجنسان به دست

راست باید گفت ایشان رنگ دیگر داشتند

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۲۶هر دوست که اختیار ما بود
  2. شمارهٔ ۲۷شکست دور سپهرم به پایمال زحیر
  3. شمارهٔ ۲۸نیک رنجورم ز رنج آتش‌افشان فراق
  4. شمارهٔ ۲۹نیست روزی که نیستم دلتنگ
  5. شمارهٔ ۳۰در دستبرد نظم، ز دوران گزینه ام
  6. شمارهٔ ۳۱هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  7. شمارهٔ ۳۲مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارم
  8. شمارهٔ ۳۳گفتم که به زیرکی تمامم
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.