پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۲۶

هر دوست که اختیار ما بود

واندر بد و نیک یار ما بود

از غایت لطف و مهربانی

غمخواره و حق گزار ما بود

از طبع لطیف و طلعت خوب

در فصل خزان بهار ما بود

ما خرم و خوش به صحبت او

او شاد به روزگار ما بود

در هر کاری که باز جستیم

دیدیم که دوستدار ما بود

وز صحبت هر یکی ازیشان

شادی همه شب شکار ما بود

وز همدمی و صفای هر یک

در عشرت کار کار ما بود

رفتند چنانکه هر یکی را

غم در دل بی قرار ما بود

کردیم شمار چون بدیدیم

این حال نه در شمار ما بود

چون غم نخوریم چون شد از دست؟

هر دوست که غمگسار ما بود

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۲۸نیک رنجورم ز رنج آتش‌افشان فراق
  2. شمارهٔ ۲۹نیست روزی که نیستم دلتنگ
  3. شمارهٔ ۳۰در دستبرد نظم، ز دوران گزینه ام
  4. شمارهٔ ۳۱هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  5. شمارهٔ ۳۲مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارم
  6. شمارهٔ ۳۳گفتم که به زیرکی تمامم
  7. شمارهٔ ۳۴منم آن کس که شادی را سر و کاری نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۳۵ما را که سر آمد جهانیم
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.