پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۲۵

آنچه موی از جور با ما می کند

راست خواهی سخت رسوا می کند

چیست مقصودش که پیش از وقت خویش

از شب من صبح پیدا می کند

زرگر ایام در بازار عمر

مشگ ما را سیم سیما می کند

مردمان قصد کسان پنهان کنند

موی من قصد آشکارا می کند

روزگار از زحمت موی سپید

این سیاهی بین که با ما می کند

آمد و بنشست با روی سپید

در همه عالم چنینها می کند

من چه بد کردم که او هر ساعتی؟

با من آن بد را مکافا می کند

من جوان تازه و پیری مرا

قصدهای بی محابا می کند

هر چه کرد ایام اگر بر جای بود

این یکی باری نه بر جا می کند

دور گردون را گناهی نیز نیست

کین قضای حق تعالی می کند

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۲۷شکست دور سپهرم به پایمال زحیر
  2. شمارهٔ ۲۸نیک رنجورم ز رنج آتش‌افشان فراق
  3. شمارهٔ ۲۹نیست روزی که نیستم دلتنگ
  4. شمارهٔ ۳۰در دستبرد نظم، ز دوران گزینه ام
  5. شمارهٔ ۳۱هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  6. شمارهٔ ۳۲مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارم
  7. شمارهٔ ۳۳گفتم که به زیرکی تمامم
  8. شمارهٔ ۳۴منم آن کس که شادی را سر و کاری نمی‌بینم
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.