پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۲۳

ای دریغا کان همه شایسته یاران رفته اند

وان ستوده دوستان و دوستداران رفته اند

گرچه غم بد پیش ازین با غمگساران سهل بود

این زمان غم شد فزون کان غمگساران رفته اند

هست دوری کز ظریفان هیچ کس نامد پدید

وین عجب تر کز میانه صد هزاران رفته اند

باده خوردن لذتی با خود ندارد بعد ازین

کان حریفان ظریف باده خواران رفته اند

عشق بازی راحتی هم باز ندهد زان قبل

کان نکورویان و آن زیبا نگاران رفته اند

اندرین ده سال در عالم ز دور نه فلک

بس که هم شهزادگان هم شهریاران رفته اند

از که جویم راحتی چون ملک عالم غم گرفت؟

وز که خواهم باوری اکنون که یاراران رفته اند؟

زان عزیزانی که ما را دل بدیشان بود خوش

نام ماندست زان سبب کان نامداران رفته اند

عهد صحبت را نماند حق گزاری در جهان

کز جهان آن همدمان وان حق گزاران رفته اند

تیر باران حوادث می کند گردون مگر؟

کان کسان از نکبت آن تیرباران رفته اند

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۲۵آنچه موی از جور با ما می کند
  2. شمارهٔ ۲۶هر دوست که اختیار ما بود
  3. شمارهٔ ۲۷شکست دور سپهرم به پایمال زحیر
  4. شمارهٔ ۲۸نیک رنجورم ز رنج آتش‌افشان فراق
  5. شمارهٔ ۲۹نیست روزی که نیستم دلتنگ
  6. شمارهٔ ۳۰در دستبرد نظم، ز دوران گزینه ام
  7. شمارهٔ ۳۱هیچ وفایی ز روزگار ندیدم
  8. شمارهٔ ۳۲مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارم
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.