پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

مکن ای دوست دوای من دلریش بده

پرده زین بیش مدر بوسه ازین بیش بده

به دل و جان بخرم بوسه ولی ترسم از آن

که تو گویی که بیا جان و دل از پیش بده

نعمت حسن ترا چشم بد اندر طلب است

هان و هان قسمت درویش به درویش بده

چونکه دانم ندهی بوسه مرا از پی آنک

مردمی کن ز پی رغم بداندیش بده

چون مجیر از گره زلف تو دیوانه شده است

از سر زلف گشایی کن و بندیش بده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
  2. شمارهٔ ۶۱از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
  3. شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
  4. شمارهٔ ۶۳پرده از لعل بر شکر بستی
  5. شمارهٔ ۶۴گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی
  6. شمارهٔ ۶۵چه بد کردم که پیمانم شکستی‌؟
  7. شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
  8. شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.