پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی

ره درد ترا جز وصل تو منزل نبایستی

اگر چه غرقه شد کشتی به دریای غمت دل را

کنارم هر شبی از دیده چون ساحل نبایستی

مرا بهر رضای تو دلی بایستی انده کش

غلط گفتم که با این غم مرا خود دل نبایستی

چو کردم حاصل عمرم فدای خاک پاک تو

دل سرگشته از وصل تو بی حاصل نبایستی

مجیر خسته در کارت ندیدست از فلک یاری

تو گر زو غافلی شاید فلک غافل نبایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی
  2. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
  3. شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری
  4. شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟
  5. شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی
  6. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
  7. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
  8. شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.