پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی

کار جهان چو زلف تو آشفته نیستی

ور نیستی به همت لعل تو هیچ دل

با نوک غمزه های تو ناسفته نیستی

چوگان زدن نه کار تو بودی بر آفتاب

گر راه گوی ز آه دلم رفته نیستی

چون لاله زیر زلف تو جایی گرفتمی

گر بخت من چو نرگس تو خفته نیستی

گفتی مجیر با تو که در خون کس مشو

گر با تو این سخن دگری گفته نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
  2. شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری
  3. شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟
  4. شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی
  5. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
  6. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
  7. شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
  8. شمارهٔ ۷۶تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.