پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

گره مشگ بر سمن چه زنی؟

لشکر زنگ بر ختن چه زنی؟

چون تو گویی که جان نفس نزنم

من چو گویم که بوسه تن چه زنی؟

چون ز لعل تو بوسه از طلبم

بر شکر لؤلؤ عدن چه زنی؟

او نرنجد بدین قدر بدهد

تو لگد در فتوح من چه زنی؟

صد گریبان دریده شد ز غمت

چاک بر طرف پیرهن چه زنی؟

دلم از غم بسوخت دم چه دهی؟

غم تو دل ببرد تن چه زنی؟

هر زمانی مرا که مرغ توام

سینه بر نوک بابزن چه زنی؟

چون ز تو دل شکسته گشت مجیر

بر دلش زخم دل شکن چه زنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
  2. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
  3. شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
  4. شمارهٔ ۷۶تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
  5. شمارهٔ ۷۷انصاف داده‌ام که به خوبی یگانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.