پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

چون تو از غم ندیده ای خواری

از غم ما کجا خبر داری؟

خفته ای خوش چو بخت من همه شب

تو چه دانی ز رنج بیداری؟

فارغی نیک دانم از کارم

فارغم چون تو بر سر کاری

بار غم را چو نیک می نگرم

در خورست این جفا به سر باری

شو جفا کن که از تو تا به وفا

پاره ای راه هست پنداری

سالها شد که صید تست مجیر

برهان یا بکش چه می داری؟

رایگان از کفم مده که مرا

می کند پهلوان خریداری

نصرة الدین که روز نصرت و فتح

ملک را تیغ او دهد یاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی
  2. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
  3. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
  4. شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
  5. شمارهٔ ۷۶تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
  6. شمارهٔ ۷۷انصاف داده‌ام که به خوبی یگانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.