پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

حسن او بار دگر می بینی

عکس رخسار قمر می بینی

من نبینم ز دهانش اثری

تو بگو هیچ اثر می بینی؟

از میانش به خدا بر تو دهم

هیچ جز بند کمر می بینی

شکرش عقل مرا کرد شکار

شکر عقل شکر می بینی

به دلی هم نظری نفروشد

این گرانی نظر می بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
  2. شمارهٔ ۷۵می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
  3. شمارهٔ ۷۶تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
  4. شمارهٔ ۷۷انصاف داده‌ام که به خوبی یگانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.