پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

چه بد کردم که پیمانم شکستی‌؟

امید وصل در جانم شکستی

به عشوه پرده صبرم دریدی

به غمزه مهر ایمانم شکستی

چو در میدان عشقت گوی گشتم

به زلف همچو چوگانم شکستی

به دشواری چو یاقوتم خریدی

به سنگ عشوه آسانم شکستی

مرا گویی چه بد کردم چه کردی؟

دلی بستی و پیمانم شکستی

فغان می‌داشتم لب عرضه کردی

بدان تا در لب افغانم شکستی

چه گویی گر مجیرت گوید ای شوخ

چرا در عشوه زین‌سانم شکستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
  2. شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی
  3. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
  4. شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری
  5. شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟
  6. شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی
  7. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
  8. شمارهٔ ۷۴گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.