پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی

طمع دل زان طره عنبر فشان برخاستی

ور به شب گردون شنیدی ناله و افغان من

از فغان من ز گردون صد فغان برخاستی

گر نبودی بر زمین بار غمم شک نیستی

کز سبکساری زمین چون آسمان برخاستی

بی وفا یاری و گر من بودمی خصم وفا

زود رسم بی وفایی از جهان برخاستی

دل ز بیم جان اسیر عشوه های گرم تست

گر دل من دل بدی از بند جان برخاستی

لاشه دل بس گرانبارست از آن در ره فتاد

آه اگر از زیر این بار گران برخاستی

در میان غم مجیر از جان خجل شد کاشکی

یا مجیر خسته یا غم زین میان برخاستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
  2. شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
  3. شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی
  4. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
  5. شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری
  6. شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟
  7. شمارهٔ ۷۲حسن او بار دگر می بینی
  8. شمارهٔ ۷۳ای به حسن آفت جهان که تویی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.