پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

ای عارض چون روزت روزم به شب آورده

وی غمزه جانسوزت جانم به لب آورده

جزعت به جگر خواری دل برده به صد زاری

لعلت به شکر باری شکلی عجب آورده

مهر تب صد غمگین داده ز لب شیرین

وز بهر من مسکین زان مهر تب آورده

دریاب که هم روزی بودم ز سر سوزی

با چون تو جگر دوزی روزی به شب آورده

هم سروی و هم بلبل هم سوسنی و هم گل

ای بر سمن از سنبل شور و شغب آورده

شد حال مجیر از غم بر دف زده در عالم

تو از غم او هر دم چون می طرب آورده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
  2. شمارهٔ ۶۳پرده از لعل بر شکر بستی
  3. شمارهٔ ۶۴گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی
  4. شمارهٔ ۶۵چه بد کردم که پیمانم شکستی‌؟
  5. شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
  6. شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
  7. شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی
  8. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.