پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی

جان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی

از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ای

با ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی

گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جان

ای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی

راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون

در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی

رو بر مجیر از روی کین کم کن ز بهر دل کمین

اکنون که از دل هم زمین هم آسمان پرداختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی
  2. شمارهٔ ۶۵چه بد کردم که پیمانم شکستی‌؟
  3. شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
  4. شمارهٔ ۶۷گر چشم شوخ تو ز جفا خفته نیستی
  5. شمارهٔ ۶۸باز از دو لب به عالم صد شور درفگندی
  6. شمارهٔ ۶۹مرا فرسوده غم چند داری؟
  7. شمارهٔ ۷۰چون تو از غم ندیده ای خواری
  8. شمارهٔ ۷۱گره مشگ بر سمن چه زنی؟
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.