پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته

در گذر از دل که هست ز آتش غم سوخته

عود و شکر سوختن هر دو بهم عادت است

دارم از آن جان و دل هر دو بهم سوخته

شمع روان روی تست پس من بیدل چرا

راست چو شمعم ز فرق تا به قدم سوخته

خصم ز تو شاد و من غمزده، ناخوش بود

شاخ خسک آبدار باغ ارم سوخته

دست ستم سوخته است این دل خام مرا

گویی بینم چو دل دست ستم سوخته

تا ز فراقت مجیر در دهن اژدهاست

هست طناب سپهر جمله به دم سوخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
  2. شمارهٔ ۶۰ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
  3. شمارهٔ ۶۱از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
  4. شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
  5. شمارهٔ ۶۳پرده از لعل بر شکر بستی
  6. شمارهٔ ۶۴گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی
  7. شمارهٔ ۶۵چه بد کردم که پیمانم شکستی‌؟
  8. شمارهٔ ۶۶دریغا قصه دردت چنین مشکل نبایستی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.