پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن

رحمتی بر من محنت زده مسکین کن

عشق من بی لب شیرین تو تلخ است چو زهر

به یکی بوسه همه زهر مرا شیرین کن

ای دل من شده از آتش هجران تو گرم

زان لب لعل دل گرم مرا تسکین کن

خنده خوش می‌زن و مجلس همه در شکر گیر

زلف بفشان و جهان پر گل و پر نسرین کن

گفت من ماهم و همچون تو بود خام طمع

هر که گوید که طمع بر مه و بر پروین کن

گفتم ای ترک مزن بر دل من داغ جفا

ور زنی، مرهم از آن دو لب چون نوشین کن

گفتمش چند کنم در غم تو ناله زار؟

گفت گر وصل منت باید صد چندین کن

گفتم از سیم میانت اثری یابم گفت

یا میانم مطلب یا کمرم زرین کن

ور ندانی که وجوه کمر زر به کجاست

مدحت بارگه خسرو خوب آیین کن

ارسلان شاه جهانبخش که گوید کرمش

جای خاک دَرَم از تارک علیین کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو
  2. شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته
  3. شمارهٔ ۵۸مکن ای دوست دوای من دلریش بده
  4. شمارهٔ ۵۹ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
  5. شمارهٔ ۶۰ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
  6. شمارهٔ ۶۱از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
  7. شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
  8. شمارهٔ ۶۳پرده از لعل بر شکر بستی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.