پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن

بنیاد صبر ما همه در یکدگر شکن

بر جان عاشقان زن و مر جان کمین گشای

صف گر ده است ور دو به یک غمزه بر شکن

با ما چو تیردار دل ای شوخ وانگهی

ما را هزار تیر ز غم در جگر شکن

در باغ عمر ما چو سزای تو میوه نیست

گه بیخ خشک سوز و گهی شاخ تر شکن

از آه سرد ما که بکوی تو جان دهیم

آوازهای گرم نسیم سحر شکن

یک بار خوش بخند و دل ما درست کن

یک دم ترش نشین و کمین در شکر شکن

چون خاص عشق تست مجیر از جهان تو نیز

خونش زیاده ریز و دلش بیشتر شکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین
  2. شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو
  3. شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته
  4. شمارهٔ ۵۸مکن ای دوست دوای من دلریش بده
  5. شمارهٔ ۵۹ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
  6. شمارهٔ ۶۰ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
  7. شمارهٔ ۶۱از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
  8. شمارهٔ ۶۲زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.