پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

نیک بدعهد گشت یار این بار

سخت سست است شکل کار این بار

یار بد در کنار هر باری

غم یارست در کنار این بار

از قراری که داشت با او دل

بی قراریست بر قرار این بار

هم به ره بر بماند لاشه صبر

هم به گل در بماند بار این بار

یار زنهار خورد و باک نداشت

ای دل خسته زینهار! این بار

باز دار ای مجیر! گوش به خود

کاوفتادی ز چشم یار این بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴دوش دلبند من آن مهر گسل
  2. شمارهٔ ۴۵شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام
  3. شمارهٔ ۴۶مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم
  4. شمارهٔ ۴۷نصیحت می‌کنم دل را که دامن درکش از یارم
  5. شمارهٔ ۴۸باز ناز ماه‌رویی می‌برم
  6. شمارهٔ ۴۹شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم
  7. شمارهٔ ۵۰گر ترا راحت جان می گویم
  8. شمارهٔ ۵۱می درفگن به جام که مست شبانه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.