پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم

جز زیر پی عشق تو فرسوده نباشیم

خود شرم نداری تو که در دولت حسنت

ما زان تو وانگه ز تو آسوده نباشیم

عشوه چه دهی با سری افگن سخن ما؟

تا بر سر این عشوه بیهوده نباشیم

یعقوب تو گشتیم یکی بوی به ما ده!

تا بی خبر از یوسف گم بوده نباشیم

گر همچو مجیر از تو بدین گونه بمانیم

جز خرمن اندوه تو پیموده نباشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱می درفگن به جام که مست شبانه‌ایم
  2. شمارهٔ ۵۲فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان
  3. شمارهٔ ۵۳از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن
  4. شمارهٔ ۵۴گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن
  5. شمارهٔ ۵۵ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین
  6. شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو
  7. شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته
  8. شمارهٔ ۵۸مکن ای دوست دوای من دلریش بده
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.