پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

باز ناز ماه‌رویی می‌برم

باز مهر کینه‌جویی می‌برم

تا بیابم ز آستان او نشان

رخت دل هرشب به کویی می‌برم

موی گشتم و اندرین دریای غم

کشتی محنت به مویی می‌برم

تنگ شد بر من جهان ورنه چرا

جور چون او تنگ خویی می‌برم

گرچه رنگی نیست از وصلش مرا

نیستم نومید بویی می‌برم

بر سر کویش همیشه چون مجیر

از سرشک دیده جویی می‌برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰گر ترا راحت جان می گویم
  2. شمارهٔ ۵۱می درفگن به جام که مست شبانه‌ایم
  3. شمارهٔ ۵۲فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان
  4. شمارهٔ ۵۳از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن
  5. شمارهٔ ۵۴گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن
  6. شمارهٔ ۵۵ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین
  7. شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو
  8. شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.