پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گر ترا راحت جان می گویم

آشکارا نه نهان می گویم

من ترا جان و دل ای عهدشکن

از میان دل و جان می گویم

به غمم شاد شوی می دانم

غم دل با تو از آن می گویم

گرچه گویم که دلم زان تو نیست

می شنو کان به زبان می گویم

به یقین از تو به دل بر خطرم

سخن جان به گمان می گویم

من و وصلت ز کجا تا به کجا؟

خفته ام یا هذیان می گویم

دوش گفتی که مجیر آن من است

این به گستاخی آن می گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲فراقت نیش غم ما را چنان در جان شکست ای جان
  2. شمارهٔ ۵۳از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن
  3. شمارهٔ ۵۴گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن
  4. شمارهٔ ۵۵ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین
  5. شمارهٔ ۵۶داد دلم به دست غم طره دلربای تو
  6. شمارهٔ ۵۷بی تو مرا یار کیست؟ جان ستم سوخته
  7. شمارهٔ ۵۸مکن ای دوست دوای من دلریش بده
  8. شمارهٔ ۵۹ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.