پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

جز رگ جان عشق تو دگر چه گشاید؟

یا ز تو جز رنج و درد سر چه گشاید؟

راه نظر بسته‌ای و گرچه نبندی

خسته دلان را ز یک نظر چه گشاید؟

پر بهم آورد مرغ عافیت از تو

مرغ بر آتش نهاده، پر چه گشاید؟

در ره تو نقد تازه بستن دلهاست

از تو جز این یک دری دگر چه گشاید؟

عمر چو رفت از عنایت تو چه خیزد؟

دل چو تبه شد ز گلشکر چه گشاید؟

از تو نظر خواستی مجیر ولیکن

بسته غم را ازین قدر چه گشاید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲نیک بدعهد گشت یار این بار
  2. شمارهٔ ۴۳هر دم به بند زلف شکاری دگر مگیر
  3. شمارهٔ ۴۴دوش دلبند من آن مهر گسل
  4. شمارهٔ ۴۵شمع دل را شب هجران تو سر سوخته ام
  5. شمارهٔ ۴۶مگذار تا توانی کز غم فغان برآرم
  6. شمارهٔ ۴۷نصیحت می‌کنم دل را که دامن درکش از یارم
  7. شمارهٔ ۴۸باز ناز ماه‌رویی می‌برم
  8. شمارهٔ ۴۹شاید که ز تو یک نفس آسوده نباشیم
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.