پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟

یا قصه ما سوی تو تنها که رساند؟

توتوست چو دفتر غم ما از هوس آنک

زینجا به تو طومار غم ما که رساند؟

اینجا که منم طمع وصال تو محال است

وآنجا که تویی حال من آنجا که رساند؟

دورست بخارا نرسد پیش تو اما

سوزنده بخاری به بخارا که رساند؟

جان رفت و زبان را سخن اینست که یارب

زی ما دم جان‌بخش مسیحا که رساند؟

هر مرغ که بد در ره عشق تو پر افگند

اکنون به تو نامه که دهد یا که رساند؟

امروز مجیر است ز غم با نفس سرد

تا خود نفس سرد به فردا که رساند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷بلبلان رخت به باغ افگندند
  2. شمارهٔ ۳۸باد چون طره آن جان جهان درشکند
  3. شمارهٔ ۳۹تا لاله ز شوخی به جهان شور در افگند
  4. شمارهٔ ۴۰جز رگ جان عشق تو دگر چه گشاید؟
  5. شمارهٔ ۴۱گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
  6. شمارهٔ ۴۲نیک بدعهد گشت یار این بار
  7. شمارهٔ ۴۳هر دم به بند زلف شکاری دگر مگیر
  8. شمارهٔ ۴۴دوش دلبند من آن مهر گسل
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.