پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

مهر تو هرگز ز جانم نگسلد

یاد تو هیچ از زبانم نگسلد

از توام بگسست گردون اینت درد

چون کنم تا از جهانم نگسلد؟

هجر بدنام تو هم نیک است اگر

از جهان نام و نشانم نگسلد

غرقه‌ام در خون وزین بدتر شوم

گر سرشگ از دیدگانم نگسلد

وصل خود پیوند جانم کن مگر

رشتهٔ یکتای جانم نگسلد

اندرین میدان که دانی با غمت

می‌دوانم گر عنانم نگسلد

صبر من هر روز گوید کای مجیر!

بگسلم زنجیر و دانم نگسلد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴خوش است حسن تو تا دل ز یار بستاند
  2. شمارهٔ ۳۵جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟
  3. شمارهٔ ۳۶با که گشایم نفس کاهل صفایی نماند؟
  4. شمارهٔ ۳۷بلبلان رخت به باغ افگندند
  5. شمارهٔ ۳۸باد چون طره آن جان جهان درشکند
  6. شمارهٔ ۳۹تا لاله ز شوخی به جهان شور در افگند
  7. شمارهٔ ۴۰جز رگ جان عشق تو دگر چه گشاید؟
  8. شمارهٔ ۴۱گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.