پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

عقل من در عشق خواری می کشد

صبر باری بی قراری می کشد

هر شبی بر اشگ چشمم تا به روز

دست هجرانت سماری می کشد

روز روشن کار دل آسانترست

رنج تو شبهای تاری می کشد

پای تو عالم ندارد تا ترا

سر سوی زنهار خواری می کشد

آنکه تا او بود غمخوار تو بود

از غمت یارب چه خواری می کشد

گفتمت یک بوسه گفتی جان بده

دلبرا کیکت عماری می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲مهر تو هرگز ز جانم نگسلد
  2. شمارهٔ ۳۳ز عالم دلربایی بر نیامد
  3. شمارهٔ ۳۴خوش است حسن تو تا دل ز یار بستاند
  4. شمارهٔ ۳۵جانا خبر وصل تو زی ما که رساند؟
  5. شمارهٔ ۳۶با که گشایم نفس کاهل صفایی نماند؟
  6. شمارهٔ ۳۷بلبلان رخت به باغ افگندند
  7. شمارهٔ ۳۸باد چون طره آن جان جهان درشکند
  8. شمارهٔ ۳۹تا لاله ز شوخی به جهان شور در افگند
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.