پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

آب آن عارض خرم برخاست

تاب آن طره پر خم برخاست

آنکه بی عشق تو درمانم بود

شاد بنشست و ز ماتم برخاست

وانکه می کرد سر اندر سر غم

پای کوبان ز سر غم برخاست

زخمهایی که زدی بر دل ما

همه بی زحمت مرهم برخاست

آتش سوختگان هم بنشست

دل افتاده ما هم برخاست

تو ندانسته ای ار نه چو مجیر

پاک بازی ز جهان کم برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵آب نیکویی روان در جوی تست
  2. شمارهٔ ۶هر دیده که در تو یک نظر کردست
  3. شمارهٔ ۷بازار شکر لعل شکر بار تو بشکست
  4. شمارهٔ ۸بیا که باغ نکوتر ز روی دلخواهست
  5. شمارهٔ ۹یک شبه وصل تو ز صد جان بهست
  6. شمارهٔ ۱۰در کوی تو عقل بی قراریست
  7. شمارهٔ ۱۱دلم عشق ترا چون جان نهان داشت
  8. شمارهٔ ۱۲دل سپر بفگند چون درد ترا درمان نداشت
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.