پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویت

کوثر عرق گرفته از شرم خاک کویت

ماییم و خشک جانی بر کف نهاده پیشت

یا رحمت است رایت یا کشتن آرزویت

عالم ز عشوه پر کن دلها به غمزه بشکن

کس را نماند رویی کارد سخن به رویت

آشوب شهر جویی بربند راه وصلت

خون ریز خلق خواهی بگشای بند مویت

اینک مجیر و شهری در پی به خصمی تو

با تو چه جای بیم است با خصم کینه جویت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ز عشقت دل مسلم برنگردد
  2. شمارهٔ ۲۲به سر تو که دل تو سر انصاف ندارد
  3. شمارهٔ ۲۳گیتی سر نوبهار دارد
  4. شمارهٔ ۲۴با دل بسی گفتم که یار از عهد و پیمان بگذرد
  5. شمارهٔ ۲۵رخ تو قهر قمر خواهد کرد
  6. شمارهٔ ۲۶دلی که درد تو ارزد دوا نمی‌ارزد
  7. شمارهٔ ۲۷رخت عاشقان را نظر می‌پذیرد
  8. شمارهٔ ۲۸دل سوختست چون به وصالت نمی رسد
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.