پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

با غمت دل زحمت جان بر نتافت

جان که زلفت دید ایمان بر نتافت

عقل با درد تو از درمان گریخت

بوالعجب دردا که درمان بر نتافت

تیر مژگانت ز باریکی که بود

چند کردم جهد، پیکان بر نتافت

دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت

حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت

دیده چون از خون دل پر شد بریخت

تنگ جایی بود طوفان بر نتافت

هر چه می خواهی بکن کز آسمان

هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت

دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر

کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵کس درین دوران وفاداری نیافت
  2. شمارهٔ ۱۶دوش چون دست قدر مهر از در شب بر گرفت
  3. شمارهٔ ۱۷زلف کافرکیش تو آیین ایمان بر گرفت
  4. شمارهٔ ۱۸آن زلف پر از پیچ و شکن را چه توان گفت؟
  5. شمارهٔ ۱۹ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویت
  6. شمارهٔ ۲۰غمی دارم که هرگز کم نگردد
  7. شمارهٔ ۲۱ز عشقت دل مسلم برنگردد
  8. شمارهٔ ۲۲به سر تو که دل تو سر انصاف ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.