پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما

اسمای تو بر صورت عالم شده پیدا

پیدا شده از مهر رخت جمله ذرات

ز آئینه هر ذره جمال تو هویدا

عالم همگی مظهر اسماء و صفاتست

ظاهر ز ظهور تو چه مسجد چه کلیسا

هرجا که نظر کرد جمال رخ تو دید

صاحب نظری دیده وری عارف بینا

در کون و مکان از همه رو روی ترا دید

آنکس که بغیر از تو ندید از همه اشیا

چون عاشق و معشوق توئی غیر تو کس نیست

مجنون شده بر حسن خودی از رخ لیلی

آزاده اسیری که ز روی همه خوبان

جز حسن و جمال تو نکردست تماشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹دو عالم خواه زیر و خواه بالا
  2. شمارهٔ ۴۰مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را
  3. شمارهٔ ۴۱ساقی بده می که بود مستیش فنا
  4. شمارهٔ ۴۲دل بسته بزلف یار بادا
  5. شمارهٔ ۴۳کاشکی رحمی بُدی آن فتنه‌گر عیّار را
  6. شمارهٔ ۴۴میرسد هر دم بعاشق صد جفا
  7. شمارهٔ ۴۵چه نسبت است به روی تو ماه تابان را
  8. شمارهٔ ۴۶وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.