پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا

ز آئینه هر ذره حسن رخ تو پیدا

از پرتو روی تو پیداست همه عالم

وز مهر جمال تو ذرات جهان شیدا

در آینه رویت شد جمله جهان ظاهر

هم مظهر حسن تست گر صورت و گر معنی

از نور رخت روشن گر کعبه و گر مسجد

وز کفر خم زلفت پیداست کلیساها

شد کون و مکان روشن ز انوار جمال تو

ای نور رخت پیدا از دنیی و از عقبی

در بحر وصال تو غرقست همه عالم

گر مؤمن و گر کافر گر جاهل و گردانا

آزاده ز هر قیدی مانند اسیری شو

تا حسن رخش بینی پیدا ز همه اشیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا
  2. شمارهٔ ۳۹دو عالم خواه زیر و خواه بالا
  3. شمارهٔ ۴۰مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را
  4. شمارهٔ ۴۱ساقی بده می که بود مستیش فنا
  5. شمارهٔ ۴۲دل بسته بزلف یار بادا
  6. شمارهٔ ۴۳کاشکی رحمی بُدی آن فتنه‌گر عیّار را
  7. شمارهٔ ۴۴میرسد هر دم بعاشق صد جفا
  8. شمارهٔ ۴۵چه نسبت است به روی تو ماه تابان را
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.