پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

چه نسبت است به روی تو ماه تابان را

به پیش مهر توان گفت ذره کیوان را

نظر بدیده ما گر کنی عیان بینی

ز روی صورت و معنی جمال جانان را

هزار خون بیکی غمزه گر بخواهد ریخت

دهد لبش به شکرخنده جمله تاوان را

به جان کافر و مؤمن خیال زلف و رخش

رقم نگر چو کشیدست کفر و ایمان را

جمال خویش چو می‌خواست تا نظاره کند

ببین چه آینه ساخت نقش انسان را

طبیب بهر مداوای عشق کوشش کرد

ندید درخور این درد هیچ درمان را

اسیریا به جهان باز فتنه برخیزد

اگر شراب ازین سان دهند مستان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷فی هواکم صارقلبی هایما
  2. شمارهٔ ۴۸گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا
  3. شمارهٔ ۴۹ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
  4. شمارهٔ ۵۰من نخواهم شادی و عیش و طرب
  5. شمارهٔ ۵۱یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
  6. شمارهٔ ۵۲ای منکسف ز تاب جمال تو آفتاب
  7. شمارهٔ ۵۳ایهاالحیران فی وجه الحبیب
  8. شمارهٔ ۵۴مائیم ترا همیشه طالب
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.