پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

مائیم ترا همیشه طالب

ای وصل تو منتهی المطالب

مرغوب همه بهشت و حورست

مائیم بروی دوست راغب

در میکده با شراب و شاهد

پیوسته حریفم و مصاحب

آن یار زکس نبود محجوب

مایی و منی مراست حاجب

در مجلس وصل اوست حاضر

هرکس که ز خویش گشت غایب

در مغرب جان عاشقان شد

خورشید جمال عشق غارب

با وصل توایم شاد و خندان

داریم ز فرقتت مصایب

کردم دل و دین فدای معشوق

این بود بعشق رأی صایب

از مشرب عشق عقل دور است

زان مختلف آمد این مشارب

عشق آمد و گشت عقل مغلوب

شد عشق از آن بجمله غالب

می باش اسیریا هنربین

از خلق خدا مجو معایب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶تا بکی باشد نهان خورشید رویت در حجاب
  2. شمارهٔ ۵۷عالم چو سایه، نور رخت هست آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۸ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شاب
  4. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
  5. شمارهٔ ۶۰عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
  6. شمارهٔ ۶۱هرکس که از جفای غم عشق خایفست
  7. شمارهٔ ۶۲چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
  8. شمارهٔ ۶۳قبله حاجات ما کوی خرابات آمده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.