پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ایهاالحیران فی وجه الحبیب

رب زدنی حیرة گویا نصیب

جز لقای روی جان افروز دوست

درد ما را نیست درمان ای طبیب

دایما در قصد خون جان ماست

غمزه جادوی چشم دلفریب

ناصح عاقل مده پندم ز عشق

عاشقان را پند چون گوید لبیب

جان بجانان واصل مطلق بدی

گر نبودی در میان مانع رقیب

چون درون پرده جانم راه یافت

بر دلم شد کشف اسرار غریب

گر بدوزخ گر بجنت می بری

نیست بی روی تو جانم را شکیب

گفته واعظ بمنبر در اثر

بود همچو تیغ چوبین خطیب

شد اسیری بیخبر از عقل و دین

چون که تابان شد مه روی حبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
  2. شمارهٔ ۵۶تا بکی باشد نهان خورشید رویت در حجاب
  3. شمارهٔ ۵۷عالم چو سایه، نور رخت هست آفتاب
  4. شمارهٔ ۵۸ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شاب
  5. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
  6. شمارهٔ ۶۰عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
  7. شمارهٔ ۶۱هرکس که از جفای غم عشق خایفست
  8. شمارهٔ ۶۲چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.