پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

عالم چو سایه، نور رخت هست آفتاب

باشد وجود سایه ز خور زین مرو بتاب

بزدا غبار غیر ز آئینه دلت

تا عکس روی دوست ببینی توبی حجاب

عکس رخش ز آینه کون ظاهرست

در پیش عارف حق بین چو آفتاب

عاشق برای دیدن او بگذر از دو کون

عاقل سراب را بگذارد ز بهر آب

آزاده گشت جان اسیری ز قید جهل

تا روی نوربخش جهان دید بی حجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
  2. شمارهٔ ۶۰عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
  3. شمارهٔ ۶۱هرکس که از جفای غم عشق خایفست
  4. شمارهٔ ۶۲چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
  5. شمارهٔ ۶۳قبله حاجات ما کوی خرابات آمده‌ست
  6. شمارهٔ ۶۴وهومعکم زین معیت حق چه خواست
  7. شمارهٔ ۶۵هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
  8. شمارهٔ ۶۶چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.