پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

تا بکی باشد نهان خورشید رویت در حجاب

کاشکی از حسن رخسارت برافتادی نقاب

نور وحدت گر نمود از پرده کثرت جمال

در شب تاریک بینی گشته تابان آفتاب

گر بصورت می نماید موج و دریا غیر هم

در حقیقت نیست جز یک چیز دریا و حباب

از ازل مامست از میخانه عشق آمدیم

بیخبر از جام وصل دوست بودند شیخ و شاب

هرکه عاشق نیست همچون صورت بی جان بود

زاهد مازین سخن چون مار در پیچست و تاب

گر نمی خواهد که ریزد خون عاشق بی گناه

چشم شوخش از چه رو باماست در عین عذاب

مبتلا گشتم بعشق او بانواع بلا

دل ز دست عشق مدقوقست و جان در اضطراب

زاهد هجران زده رو در خرابات فنا

بگذر از هستی بنوش از ساغر وصلش شراب

شهرتی کردی ببدنامی اسیری در جهان

زانکه دایم زند و قلاشی و بدمست وخراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شاب
  2. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
  3. شمارهٔ ۶۰عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
  4. شمارهٔ ۶۱هرکس که از جفای غم عشق خایفست
  5. شمارهٔ ۶۲چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
  6. شمارهٔ ۶۳قبله حاجات ما کوی خرابات آمده‌ست
  7. شمارهٔ ۶۴وهومعکم زین معیت حق چه خواست
  8. شمارهٔ ۶۵هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.