پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

من نخواهم شادی و عیش و طرب

درد و سوز عشق خواهم روز و شب

از غم و محنت گریزانند خلق

ما بجان جویای دردش ای عجب

وصل مطلوب آرزوی طالب است

من فنای خویش خواهم زین طالب

سوز دل آمد نشان عاشقی

ساز راه عشق رنجست و تعب

آتش جان سوز عشقش هر زمان

از دل عاشق برآرد صد لهب

دایما خواهم که باشد جان و دل

ز آتش سودای او در تاب تب

ز آتش عشق تو جان عاشقان

کی بسوزد، می فروزد چون ذهب

فتنه جویی جمله برچون عشق نیست

در میان ترک و تاجیک و عرب

آفتاب عشق از ذرات کون

گشت طالع عاشقان یاللعجب

در بقای عشق گشتم من فنا

عین عشقم این زمان از فضل رب

من اسیر دام عشقم لاجرم

شد اسیری در جهان ما را لقب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ای منکسف ز تاب جمال تو آفتاب
  2. شمارهٔ ۵۳ایهاالحیران فی وجه الحبیب
  3. شمارهٔ ۵۴مائیم ترا همیشه طالب
  4. شمارهٔ ۵۵ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
  5. شمارهٔ ۵۶تا بکی باشد نهان خورشید رویت در حجاب
  6. شمارهٔ ۵۷عالم چو سایه، نور رخت هست آفتاب
  7. شمارهٔ ۵۸ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شاب
  8. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.