پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب

جام می برکف و می گفت خذوا یا احباب

جام جم کی بنظر آرد و لذات دو کون

هرکه یک جرعه بنوشید از آن باده ناب

هرکه از پرده پندار نیامد بیرون

روی آن یار کجا بیند و آن جام شراب

مجلسی بس عجب و عشرت و عیش است و طرب

ساقی و جام می و مطرب و آواز رباب

یار بی پرده بما روی نماید هردم

بخدا یکسر مو نیست مرا هیچ حجاب

گرچه هر ذره بود پرده خورشید رخست

شاهد حسن ترا بین که چو ما هست نقاب

ای که جوئی ز ورق دانش و اسرار یقین

بخدا در دو جهان نیست چو تو هیچ کتاب

طالع سعد کجا دولت بیدار کجاست

تا شبی طلعت چون ماه تو بینیم بخواب

گر تو جویای لقایی و طلبکار وصال

راه رندان طلب و زود اسیری دریاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳ایهاالحیران فی وجه الحبیب
  2. شمارهٔ ۵۴مائیم ترا همیشه طالب
  3. شمارهٔ ۵۵ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
  4. شمارهٔ ۵۶تا بکی باشد نهان خورشید رویت در حجاب
  5. شمارهٔ ۵۷عالم چو سایه، نور رخت هست آفتاب
  6. شمارهٔ ۵۸ای در انوار جمالت گشته شیدا شیخ و شاب
  7. شمارهٔ ۵۹هر زمان نقشی نماید حسن دوست
  8. شمارهٔ ۶۰عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.